پیرمرد مفلس

متن مرتبط با «ماه تابان» در سایت پیرمرد مفلس نوشته شده است

تو ماه بودی

  • نیلوبلاگ

    زمین شناس ِ حقیری تو را رصد می کردبه تو ستاره ی خوبم، نگاه ِ بد می کردکنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرمکسی که محو ِتو می شد، مرا لگد می کردتو ماه بودی و بوسیدنت نمی دانیچه ساده داشت مرا هم بلند قد می کردبگو به ساحل چشمت که من نرفته چطوربه سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد؟چه دیده ها که دلت را به وعده خوش کردندچه وعده ها که دل من ندیده رد می کردکنون کشیده کنار و نشسته در حجلهکسی که راه شما را همیشه سد می کردکاظم بهمنی xa0...

    ادامه مطلب
  • ماه تابان

  • نیلوبلاگ

    تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم xa0حال اگر چه هیچ نذری عهده دارxa0وصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم xa0 ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم xa0 بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! xa0 ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من! من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم xa0 لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!! xa0 کاظم بهمنی...

    ادامه مطلب